۵۰ اصطلاح رایج حقوقی به اسپانیایی
مهم نیست که کدام بخش از عرصه حقوق را ترجیح میدهید، یادگیری زبان اسپانیایی به شما کمک خواهد کرد.
قطعاً ممکن است به سالها تحصیل در حقوق، مطالعات دستیاری وکالت یا رشتهای مرتبط نیز نیاز داشته باشید، اما اسپانیایی میتواند آن مهارت اضافهای باشد که شما را متمایز میکند – چیزی شبیه به گیلاس روی کیک بستنی حقوقی شما.
اما بیایید به شکل درستی با ۵۰ اصطلاح رایج که هر حرفهای حقوقی باید بداند، شروع کنیم!
اصطلاحات رایج حقوقی اسپانیایی
۱. Abogado / Abogada — وکیل
El abogado fue contratado por el acusado por su experiencia en este tipo de casos. — وکیل به دلیل تجربهاش در این نوع پروندهها توسط متهم استخدام شد.
۲. Acusado / Acusada — حالت متهم بودن یا شخصی که متهم است (خوانده/متهم)
Usted está acusada de perjurio. — شما به شهادت دروغ متهم شدهاید.
El acusado solo habló para confirmar su nombre completo. — متهم فقط برای تأیید نام کامل خود صحبت کرد.
۳. Admisible — قابل قبول (در دادگاه)
این کلمه اغلب در عباراتی مانند ser admisible ("قابل قبول بودن") و prueba admisible ("دلیل قابل قبول") استفاده میشود.
El abogado pensaba que las pruebas serían admisibles. — وکیل فکر میکرد که دلایل قابل قبول خواهند بود.
۴. Declaración jurada / Afidávit — affidavit (سند رسمی تحت سوگند)
El policía que redactó la declaración jurada compareció en el tribunal mediante una videollamada. — افسر پلیسی که سند سوگند را نوشته بود از طریق تماس ویدیویی در دادگاه حاضر شد.
۵. Archivo / Expediente — بایگانی، پرونده یا سوابق
El abogado llevaba un expediente grande que contenía las pruebas del acusado. — وکیل یک پرونده بزرگ حاوی دلایل متهم را حمل میکرد.
۶. Arresto / Detención — (یک) دستگیری/بازداشت
La policía local confirmó el arresto del principal sospechoso. — پلیس محلی دستگیری اصلیترین مظنون را تأیید کرد.
۷. Carga de la prueba — بار اثبات دعوی
El abogado habló con su cliente sobre la carga de la prueba. — وکیل با موکل خود درباره بار اثبات دعوی صحبت کرد.
۸. Causa / Proceso judicial / Pleito / Acción judicial / Caso — پرونده قضایی/دادگاهی
به طور کلی، همه این اصطلاحات اغلب به جای یکدیگر برای اشاره به "پرونده دادگاهی" استفاده میشوند.
با این حال، زمینه واقعاً مهم است زیرا برخی از این اصطلاحات بیش از یک معنی دارند. Proceso judicial و pleito کمترین احتمال تفسیر نادرست را دارند، زیرا معانی کمتری دارند. Acción judicial به معنای "اقدام حقوقی" است. Pleito معمولاً به معنای "دادخواهی" یا "دعوی" است.
El proceso judicial estaba programado para comenzar en cuatro meses. — فرآیند قضایی قرار بود در چهار ماه آینده آغاز شود.
Juan decidió emprender acciones legales contra su ex amigo. — خوان تصمیم گرفت علیه دوست سابقش اقدام حقوقی انجام دهد.
El hombre estaba seguro de que su pleito era fuerte. — مرد مطمئن بود که دعوایش قوی است.
تمام کلمات دیگر برای "پرونده دادگاهی" معانی اضافهای دارند. برای مثال، causa همچنین میتواند به معنای "علت" باشد، proceso همچنین به معنای "فرآیند" یا "محاکمه" است و caso میتواند به معنای "مورد" یا "واقعیت" باشد.
El informe policial no pudo determinar la causa del accidente. — گزارش پلیس نتوانست علت حادثه را تعیین کند.
El juez explicó que el proceso sería largo. — قاضی توضیح داد که محاکمه طولانی خواهد بود.
No estaban preparados y no pudieron defender su caso en el tribunal. — آنها آماده نبودند و نتوانستند از پرونده خود در دادگاه دفاع کنند.
۹. Crimen / Delito — تخلف قانونی یا جرم
توجه داشته باشید که در برخی از کشورهای اسپانیاییزبان، مانند اسپانیا، اصطلاح مورد استفاده بستگی به شدت جرم دارد. یک delito جرمی کوچکتر است در حالی که crimen جدیتر است.
El acusado fue citado a comparecer ante el tribunal por su crimen. — متهم برای جرم خود به حضور در دادگاه احضار شد.
۱۰. Daños y perjuicios — خسارات
El abogado informó a la acusada que tenía derecho a indemnización por daños y perjuicios. — وکیل به متهمه گفت که مستحق دریافت خسارت و زیان است.
۱۱. Delictivo — جنایی (صفت)
این کلمه معمولاً برای توصیف اعمال مختلف استفاده میشود. برای مثال، acto delictivo به معنای "عمل جنایی" است.
El tribunal dictaminó que el acusado había cometido un acto delictivo. — دادگاه حکم داد که متهم مرتکب یک عمل جنایی شده است.
۱۲. Demandante — دادخواه، شاکی یا مدعی
El demandante habló con su abogado antes de entrar al juzgado. — مدعی پیش از ورود به دادگاه با وکیل خود صحبت کرد.
۱۳. Determinación / Sentencia / Decisión / Fallo — رأی/حکم
همه این اصطلاحات میتوانند برای معنی "رأی" در اسپانیایی استفاده شوند.
Fallo به معنای تحتاللفظی "رأی" است. Determinación به معنای تحتاللفظیتر "تصمیم/تعیین" است. Sentencia به معنای "حکم" و decisión به معنای "تصمیم" است.
Las personas en la sala de justicia esperaban ansiosamente el fallo. — افراد حاضر در اتاق دادگاه با بیتابی منتظر رأی بودند.
La determinación del jurado fue rápida y unánime. — تصمیم هیئت منصفه سریع و یکپارچه بود.
Después de una cuidadosa consideración, el juez pronunció la sentencia. — پس از بررسی دقیق، قاضی حکم را صادر کرد.
La decisión se basó en todas las pruebas. — تصمیم بر اساس همه شواهد بود.
۱۴. Fianza — وثیقه/سند ضمانت
El acusado quería que se redujera la fianza a mil dólares. — متهم میخواست وثیقه به هزار دلار کاهش یابد.
۱۵. Hecho — واقعیت
Es un hecho que el acusado estaba en el banco en el momento del robo. — این یک واقعیت است که متهم در زمان سرقت در بانک بوده است.
Hecho همچنین میتواند به معنای "حادثه"، "رویداد"، "ساخته شده" یا "انجام شده" باشد، بنابراین همیشه به زمینه توجه کنید.
۱۶. Infracción — تخلف یا جرم (غیرخشونتآمیز)
این اصطلاح هنگام اشاره به چیزهایی مانند تخلفات ترافیکی یا سایر جرائم غیرخشونتآمیز استفاده میشود.
El juez lo multó por su infracción de tráfico. — قاضی او را به دلیل تخلف رانندگی جریمه کرد.
۱۷. Juez — قاضی (اسم)
El juez lo condenó a un año de cárcel por el crimen que había cometido. — قاضی او را به دلیل جرمی که مرتکب شده بود به یک سال زندان محکوم کرد.
۱۸. Juicio — محاکمه
همچنین میتواند برای معنی "نظر" استفاده شود.
Se espera que el juicio atraiga mucha atención, por lo que habrá una mayor presencia policial en el exterior. — انتظار میرود محاکمه توجه زیادی را جلب کند، بنابراین حضور پلیس در بیرون بیشتر خواهد بود.
۱۹. Jurado — هیئت منصفه یا اعضای فردی هیئت منصفه
El jurado tuvo que confirmar que no conocía al acusado antes de que comenzara el juicio. — هیئت منصفه باید تأیید میکرد که پیش از شروع محاکمه متهم را نمیشناسد.
همچنین میتواند به عنوان صفت عمل کند و به معنای "سوگندخورده" در اشاره به چیزهایی مانند اظهارات یا شهادت مانند declaración jurada باشد.
۲۰. Juramento — سوگند
بنابراین Bajo juramento به معنای "تحت سوگند" است.
Puede que necesites prestar juramento en la sala del tribunal. — ممکن است لازم باشد در اتاق دادگاه سوگند یاد کنید.
۲۱. Ley — قانون
میتواند به قوانین خاص یا قانون به طور کلی اشاره کند.
La nueva ley fue aprobada por el gobierno en enero. — قانون جدید در ژانویه توسط دولت تصویب شد.
۲۲. Mandato / Mandato judicial / Orden judicial — دستور/حکم/دستور قضایی
همه این اصطلاحات میتوانند برای اشاره به دستوری که توسط دادگاه صادر میشود استفاده شوند.
Hay muchos tipos de mandatos judiciales. — انواع زیادی از دستورات قضایی وجود دارد.
۲۳. Multa — جریمه/هزینه
El juez ordenó al acusado pagar una multa de dos mil dólares por su delito. — قاضی متهم را به پرداخت جریمهای دو هزار دلاری به دلیل جرمش محکوم کرد.
۲۴. Palacio de justicia — ساختمان دادگاه
این اصطلاح به معنای تحتاللفظی "کاخ/مرکز عدالت" است (که واقعاً پرطنینتر به نظر میرسد).
El juez habló con el jurado en el palacio de justicia antes de que comenzara el juicio. — قاضی پیش از شروع محاکمه با هیئت منصفه در ساختمان دادگاه صحبت کرد.
۲۵. Pedimento — درخواست/دادخواست
Después de hablar con su acusado, la abogada presentó un pedimento. — پس از صحبت با متهم خود، وکیل زن یک درخواست ارائه داد.
۲۶. Prueba — دلیل/شواهد
همچنین میتواند به معنای "اثبات" یا "آزمون" باشد.
El abogado presentó las pruebas ante el tribunal y demostró que su cliente no era culpable. — وکیل دلایل را به دادگاه ارائه داد و ثابت کرد که موکلش گناهکار نیست.
۲۷. Policía — نیروی پلیس به عنوان یک گروه یا افسران فردی
El policía fuera de servicio fue testigo del delito y tuvo que asistir al tribunal. — افسر پلیس خارج از خدمت شاهد جرم بود و مجبور به حضور در دادگاه شد.
۲۸. Sala de justicia / Tribunal — اتاق دادگاه
هر دو این اصطلاحات میتوانند برای معنی "اتاق دادگاه" استفاده شوند.
همچنین میتوانید فقط از کلمه sala (اتاق) استفاده کنید، اما این ممکن است سوء تعبیر شود، بنابراین بهتر است جانب احتیاط را رعایت کنید.
La familia del acusado decidió sentarse fuera de la sala de justicia. — خانواده متهم تصمیم گرفتند خارج از اتاق دادگاه بنشینند.
۲۹. Testigo — شاهد
La declaración escrita del testigo fue leída en el tribunal. — اظهارنامه کتبی شاهد در دادگاه خوانده شد.
۳۰. Tribunal / Juzgado — دادگاه
Tribunal همچنین میتواند به یک هیئت منصفه یا پانل اشاره کند، اما این معنی به ندرت در یک زمینه حقوقی استفاده میشود – jurado کلمه رایجتری برای هیئت منصفه حقوقی است. Juzgado همچنین میتواند به معنای "ساختمان دادگاه" باشد.
El juzgado era uno de los más antiguos del país. — این دادگاه یکی از قدیمیترینها در کشور بود.
افعال رایج حقوقی
۳۱. Absolver — تبرئه کردن
El juez lo declaró no culpable y lo absolvió de los cargos. — قاضی او را بیگناهاعلام کرد و از اتهامات تبرئه نمود.
در زمینههای دیگر، به معنای "بخشودن" است.
۳۲. Asesorar — مشاوره دادن (حرفهای)
Asesorar به معنای "مشاوره دادن" به معنای "ارائه راهنمایی حرفهای" است. وقتی منظور "ارائه مشاوره شخصی" است، باید از aconsejar استفاده کنید.
Mi abogado me asesoró sobre mis opciones legales. — وکیل من در مورد گزینههای حقوقیام به من مشاوره داد.
El juez le aconsejó que fuera honesto durante el juicio. — قاضی به او توصیه کرد که در طول محاکمه صادق باشد.
۳۳. Acusar — متهم کردن
در یک زمینه حقوقی، acusar همچنین میتواند به معنای "اتهام زدن" باشد. شکل انعکاسی آن، acusarse، همچنین میتواند به معنای "اعتراف کردن" باشد.
El juez explicó el razonamiento para acusarlo del delito. — قاضی استدلال اتهام زدن او به جرم را توضیح داد.
۳۴. Alegar — ادعا کردن
El acusado alegó que estaba trabajando cuando sucedió, pero lo vieron en las cámaras de vigilancia. — متهم ادعا کرد که در زمان وقوع در حال کار بوده است، اما او در دوربینهای نظارتی دیده شد.
۳۵. Apelar — تجدیدنظرخواهی کردن
Aunque el acusado no estuvo de acuerdo con la decisión del tribunal, decidió no apelar y aceptó pagar la multa de estacionamiento. — اگرچه متهم با تصمیم دادگاه موافق نبود، تصمیم گرفت تجدیدنظرخواهی نکند و موافقت کرد جریمه پارکینگ را بپردازد.
۳۶. Arrestar / Detener — دستگیری/بازداشت کردن
هر دو این افعال به معنای "دستگیری کردن" هستند.
La policía se disculpó después de que un hombre fue detenido por error al ser confundido con otra persona. — پلیس پس از اینکه مردی به اشتباه و به جای شخص دیگری دستگیر شد عذرخواهی کرد.
۳۷. Comparecer — حضور یافتن (در دادگاه)
El acusado compareció ante el tribunal junto a su abogado. — متهم به همراه وکیلش در دادگاه حاضر شد.
۳۸. Confesar — اعتراف کردن
El acusado confesó su crimen y recibió una sentencia más leve. — متهم به جرم خود اعتراف کرد و حکم سبکتری دریافت کرد.
۳۹. Declararse — اعلام برائت یا اقرار کردن (در دادگاه)
El acusado anunció al tribunal que había cambiado su declaración inicial y se declaró culpable. — متهم به دادگاه اعلام کرد که اظهارات اولیه خود را تغییر داده و خود را گناهکار اعلام میکند.
۴۰. Defender — دفاع کردن
Era la primera vez que el abogado defendía a un cliente en este tipo de caso legal. — این اولین باری بود که وکیل از یک موکل در این نوع پرونده حقوقی دفاع میکرد.
۴۱. Demandar — اقامه دعوی کردن/شکایت کردن
El actor demandó a la empresa por usar su imagen para promocionar sus productos sin permiso. — بازیگر از شرکت به دلیل استفاده از تصویرش برای تبلیغ محصولات بدون اجازه شکایت کرد.
۴۲. Dictaminar — حکم دادن/رأی دادن
El juez dictaminó que el acusado había puesto en riesgo a otros y lo prohibió conducir durante dos años como consecuencia. — قاضی حکم داد که متهم دیگران را در معرض خطر قرار داده است و در نتیجه او را از رانندگی به مدت دو سال منع کرد.
۴۳. Entrar en vigor — لازمالاجرا شدن
ترجمه تحتاللفظی آن "ورود به قدرت/قوه" است.
El acusado quebrantó una nueva ley que entró en vigor el año pasado. — متهم قانون جدیدی را که سال گذشته لازمالاجرا شد نقض کرد.
۴۴. Investigar — تحقیق کردن
La policía investigó el crimen y reunió pruebas para el juicio. — پلیس در مورد جرم تحقیق کرد و برای محاکمه دلایل جمعآوری نمود.
۴۵. Juzgar — محاکمه کردن (در دادگاه)
Debido a una emergencia médica, el acusado no será juzgado hasta el verano. — به دلیل یک وضعیت اورژانسی پزشکی، متهم تا تابستان محاکمه نخواهد شد.
۴۶. Probar — اثبات کردن
Después de investigar casos similares, se probó que el hombre había sido incriminado. — پس از بررسی پروندههای مشابه، اثبات شد که مرد به ناحق متهم شده است.
۴۷. Revelar — آشکار کردن
Las pruebas revelaron la inocencia del acusado. — دلایل بیگناهی متهم را آشکار کرد.
در یک زمینه حقوقی، معنای آن نزدیکتر به "افشا کردن" است.
۴۸. Sentenciar / Condenar — محکوم کردن (صادر کردن حکم)
El juez regresó a la sala del tribunal para sentenciar al acusado. — قاضی به اتاق دادگاه بازگشت تا برای متهم حکم صادر کند.
۴۹. Sobreseer — متوقف کردن/ابطال کردن (پرونده)
El tribunal informó al acusado que el caso había sido sobreseído. — دادگاه به متهم اطلاع داد که پرونده متوقف شده است.
۵۰. Testificar — شهادت دادن/گواهی دادن (در دادگاه)
El juez solicitó que la esposa del acusado testificara ante el tribunal. — قاضی درخواست کرد که همسر متهم در دادگاه شهادت دهد.
چرا اصطلاحات حقوقی اسپانیایی را یاد بگیریم؟
اگر به دنبال شغلی به عنوان منشی حقوقی، دستیار وکیل، مترجم یا وکیل هستید، دانستن اصطلاحات حقوقی اسپانیایی فرصتهای شغلی شما را افزایش خواهد داد. چه بخواهید با مشتریان اسپانیاییزبان کار کنید و چه در حقوق بینالملل فعالیت داشته باشید، دانش شما از زبان اسپانیایی به کار خواهد آمد. حتی اگر یک شغل آن را الزامی نکند، باز هم مهارتی است که بسیاری از کارفرمایان مشتاق آن هستند.
یادگیری اصطلاحات حقوقی اسپانیایی همچنین تعداد افرادی را که میتوانید خدمترسانی کنید افزایش میدهد. حتی اگر یک مشتری به روانی انگلیسی صحبت کند، ممکن است در ارتباط برقرار کردن به زبان اسپانیایی راحتتر باشد. بالاخره که فرآیندهای حقوقی همیشه استرسزا هستند و در زمان استرس، صحبت کردن به زبانی که در آن راحتتر هستید آسانتر است.
بنابراین، بسیاری از مشتریان ممکن است به دنبال متخصصان حقوقی بگردند که بتوانند به زبان آنها صحبت کنند. اگر مؤسسه شما خدمات به زبان اسپانیایی ارائه نمیدهد، این مشتریان ممکن است به دنبال مؤسسه دیگری بروند که ارائه میدهد. با این حال، اگر شما مایل به یادگیری باشید، مؤسسه حقوقی شما میتواند شروع به بازاریابی برای مشتریان اسپانیاییزبان کند، که بخش قابل توجهی از جمعیت را تشکیل میدهند. این میتواند به طور چشمگیری تعداد مشتریانی را که ممکن است به خدمات شما علاقهمند باشند افزایش دهد.
علاوه بر این، یادگیری اصطلاحات حقوقی اسپانیایی به شما امکان میدهد به افرادی کمک کنید که بسیاری از سایر متخصصان حقوق نمیتوانند به آنها کمک کنند. ارتباط واضح مهم است، بنابراین مشتریانی که به روانی انگلیسی صحبت نمیکنند به شخصی نیاز دارند که بتواند با آنها ارتباط برقرار کند تا بتوانند در فرآیند سیستم قضایی کیفری حرکت کنند.
در نهایت، یادگیری اصطلاحات حقوقی اسپانیایی برای هر کسی که در حال یادگیری زبان اسپانیایی است مفید است. بالاخره که اگر اخبار زبان اسپانیایی را تماشا کنید احتمالاً این اصطلاحات را خواهید شنید. علاوه بر این، اگر زمانی در سفر به خارج درگیر مشکلات حقوقی شدید، حتی اگر فقط یک برگه جریمه پارکینگ باشد، خیلی خوشحال خواهید شد که وقت گذاشتید و کمی حقوق اسپانیایی یاد گرفتید.
چگونه میتوانید اصطلاحات حقوقی اسپانیایی را تمرین کنید
هر چه مهارت بیشتری پیدا میکنید، سعی کنید از این کلمات در هر فرصتی استفاده کنید.
درک شما از کلمه با استفاده از آن در زمینه افزایش مییابد و روانی شما با استفاده از جملات کامل بیشتر میشود. جملات مثال با این کلمات را با استفاده از ابزارهای آنلاینی مانند Linguee یا 123 Teach Me و "سازنده جمله اسپانیایی" آنها ببینید. این وبسایتها جملاتی را از سراسر اینترنت جمعآوری میکنند که حاوی کلمه کلیدی شما هستند و در ادامه سفر شما برای یادگیری اصطلاحات حقوقی اسپانیایی بسیار ارزشمند هستند.
برای درک بهتر زبان اسپانیایی به طور کلی، یک برنامه غوطهوری مجازی را در نظر بگیرید، که به شما کمک میکند با گفتار سریعی که بومیان اغلب استفاده میکنند (به ویژه در موقعیتهای استرسزا، مثل... نیاز به خدمات شما!) سازگار شوید. برای مثال، Lingflix درسهای ویدیویی خود را بر اساس موضوع دستهبندی میکند، که میتواند تمرین هدفمند و کارآمد را آسانتر کند. Lingflix ویدیوهای اصیل – مانند موزیک ویدیوها، تریلرهای فیلم، اخبار و سخنرانیهای الهامبخش – را میگیرد و آنها را به درسهای شخصیسازی شده یادگیری زبان تبدیل میکند. میتوانید Lingflix را به مدت ۲ هفته به صورت رایگان امتحان کنید. از وبسایت دیدن کنید یا برنامه iOS یا برنامه Android را دانلود کنید. نکته: برای استفاده از فروش فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه منقضی میشود)
بنابراین اگر به دنبال ورود به عرصه حقوقی هستید یا فقط میخواهید به طور کامل به زبان اسپانیایی مسلط شوید، این اصطلاحات حقوقی را به خاطر بسپارید. قطعاً جذابیت خاصی دارند.
و یک نکته دیگر...
اگر تا اینجا آمدهاید به این معنی است که احتمالاً از یادگیری اسپانیایی با مطالب جذاب لذت میبرید و بنابراین Lingflix را دوست خواهید داشت.
سایر سایتها از محتوای از پیش نوشته شده استفاده میکنند. Lingflix از یک رویکرد طبیعی استفاده میکند که به شما کمک میکند به تدریج با زبان و فرهنگ اسپانیایی آشنا شوید. شما اسپانیایی را همانطور که واقعاً توسط افراد واقعی صحبت میشود یاد خواهید گرفت.
Lingflix انواع ویدیوها را دارد، همانطور که در اینجا میبینید:
Lingflix ویدیوهای بومی را با رونوشتهای تعاملی در دسترس قرار میدهد. میتوانید روی هر کلمهای ضربه بزنید تا فوراً آن را جستجو کنید. هر تعریفی مثالهایی دارد که برای کمک به درک شما از نحوه استفاده از کلمه نوشته شدهاند. اگر کلمه جالبی دیدید که نمیشناسید، میتوانید آن را به فهرست واژگان اضافه کنید.
یک رونوشت تعاملی کامل را در زبانه Dialogue مرور کنید، و کلمات و عبارات فهرست شده در زیر Vocab را بیابید.
تمام واژگان موجود در هر ویدیو را با موتور یادگیری قدرتمند Lingflix بیاموزید. برای دیدن مثالهای بیشتر از کلمهای که روی آن هستید به چپ یا راست بکشید.
بهترین بخش این است که Lingflix واژگانی را که در حال یادگیری آنها هستید پیگیری میکند و به شما تمرین بیشتری با کلمات دشوار میدهد. حتی زمانی را که باید آموختههای خود را مرور کنید به شما یادآوری میکند. هر زبانآموز تجربهای واقعاً شخصیسازی شده دارد، حتی اگر با یک ویدیوی یکسان در حال یادگیری باشند.
استفاده از وبسایت Lingflix را روی رایانه یا تبلت خود شروع کنید یا، حتی بهتر، برنامه Lingflix را از فروشگاه iTunes یا Google Play دانلود کنید. برای استفاده از فروش فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه منقضی میشود.)