آیا یادگیری زبان آلمانی سخت است؟
یادگیری زبان آلمانی آنقدرها هم که فکر میکنید سخت نیست. در واقع، آلمانی یکی از آسانترین زبانها برای یادگیری است، حداقل برای کسانی که انگلیسی صحبت میکنند.
اما سهولت و مدت زمان یادگیری بستگی به تعهد شما و چند عامل دیگر دارد که میخواهیم به آنها بپردازیم. بیایید درباره چالشهایی که در یادگیری آلمانی باید انتظار داشته باشید، راهبردهای مطالعه برای غلبه بر آنها و بخشهای آسانتری که شما را در زمانی کوتاه به یک حرفهای آلمانی تبدیل میکنند، صحبت کنیم.
چه چیزی یادگیری آلمانی را آسان میکند
همانطور که قبلاً اشاره کردم، اگر انگلیسی صحبت میکنید، بسیاری از بخشهای آلمانی بهراحتی برای شما قابل درک خواهد بود.
برخی جنبهها قطعاً آسانتر از بقیه هستند، پس از آنها شروع میکنیم.
پس چرا یادگیری آلمانی آسان است؟
۱. فقط شش زمان فعل
برخلاف جریان به ظاهر بیپایان زمانها در انگلیسی (وقتی چیزی اتفاق افتاده، اتفاق افتاده است، در حال اتفاق افتادن بود یا قرار بود اتفاق بیفتد)، آلمانی در این زمینه نسبتاً کمحرف است و فقط شش زمان دارد!
در آلمانی هیچ شکل حال استمراری وجود ندارد. برای ساخت این زمان در انگلیسی، فعل "to be" را صرف کرده و "-ing" به انتهای فعل اصلی اضافه میکنید: "I speak" → "I am speaking."
در آلمانی، تفاوتی بین "I play" یا "I am playing" وجود ندارد، هر دو به سادگی زمان حال ساده هستند: ich spiele. آسان است!
اگر میخواهید بر استمراری بودن یک عمل تأکید کنید، میتوانید فقط از قیدهایی مثل jetzt (اکنون) یا gerade (در حال حاضر) استفاده کنید.
همچنین اغلب میبینید که به جای بسیاری از زمانهای آینده در انگلیسی، زمان حال ساده به کار میرود، فقط با یک قید آینده: Morgen spiele ich Fußball. (فردا من فوتبال بازی خواهم کرد.)
همچنین زمان حال کامل هم وجود ندارد، بنابراین "I have played" نداریم، فقط "I play" یا "I played" داریم که بستگی به زمینه دارد.
۲. الگوهای ثابت صرف فعل
صرف فعلها ممکن است در ابتدا گیجکننده باشد، اما الگوی فعلهای باقاعده ثابت است، بنابراین به طور کلی یادگیری آن آسان است.
برای مثال، وقتی یاد بگیرید چگونه فعلهای باقاعده را صرف کنید، خواهید دانست که همه فعلهای باقاعده در زمانهایی مانند حال، گذشته، آینده و غیره چگونه ساخته میشوند. پس از آن، فقط باید فعلهای بیقاعده را حفظ کنید!
و با وجود اینکه فعلهای بیقاعده از الگوهای معمول صرف پیروی نمیکنند، اما همچنان مجموعه قواعد خاص خود را دارند که میتوانید یاد بگیرید و برای اکثر فعلهای بیقاعده به کار ببرید.
برای مثال، فعلهای بیقاعده فقط در شکل du (تو، صمیمی) و er/sie/es (او مذکر/مؤنث/خنثی) تغییر واکه دارند که یک الگوی خوب برای به خاطر سپردن به شما میدهد: ich sehe (من میبینم)، du siehst (تو میبینی).
و اسم مفعول فعلهای بیقاعده به -en ختم میشود: essen — gegessen (خوردن — خورده شده)، برخلاف فعلهای باقاعده که به -t ختم میشوند: machen — gemacht (ساختن — ساخته شده).
۳. شناسایی آسان کلمات مختلف
برخلاف انگلیسی، بسیاری از کلمات در آلمانی را میتوان به سادگی با نگاه کردن به آنها شناسایی کرد. همه اسمها، برای مثال، همیشه با حرف بزرگ نوشته میشوند که تشخیص آنها هنگام خواندن یک متن را بسیار آسانتر میکند. (Apfel, Mann, Frau, Deutsch…)
فعلها نیز در آلمانی بسیار قابل شناساییتر هستند، تقریباً تمام فعلها در شکل مصدری خود به -en ختم میشوند (singen, tanzen, machen) و در زمان گذشته با ge- شروع میشوند (gesungen, getanzt, gemacht).
این به نوبه خود، درک نقش کلمه را در آن جملات طولانیتر و پیچیدهتر آسانتر میکند.
۴. تلفظ یکدست
کاملاً برعکس انگلیسی با سکوتهای فراوان در ابتدا، وسط و انتهای کلمات، در آلمانی هیچ حرفی بیصدا نیست!
وقتی الفبا و چند ترکیب حرفی خاص را یاد گرفتید، تقریباً از نظر تلفظ دیگر مشکلی ندارید.
البته مدتی طول میکشد تا دهان خود را به این صداهای جدید عادت دهید، اما وقتی این کار را انجام دادید، میتوانید هر کلمهای را که مقابلتان است بدون مشکل تلفظ کنید. دیگر هیچ اضطراب مداومی درباره تلفظ اشتباه یک کلمه وجود ندارد!
۵. اسمهای مرکب در واقع آسان هستند
احتمالاً مقالاتی درباره کلمات بهدیوانهکننده طولانی آلمانی خواندهاید و شاید حتی به طور کلی از یادگیری آن منصرف شدهاید! واقعاً چطور قرار است هیولایی مثل Lebensversicherungsgesellschaften (شرکتهای بیمه عمر) را درک کنید؟!
خوب، میتوانید از پشت کاناپه بیرون بیایید، زیرا معلوم میشود که این اسمها چندان هم ترسناک نیستند.
در حالی که انگلیسی بین اسمهای مرکب خود فاصله دارد، آلمانی اساساً عاشق به هم چسباندن کلمات برای تشکیل یک کلمه است. پس آن کلمه ترسناک بالا در واقع فقط سه کلمه است که به هم چسبیدهاند: Lebens (زندگی) + Versicherungs (بیمه) + Gesellschaften (شرکتها).
این در واقع به نوبه خود، درک فوری کلماتی را که قبلاً هرگز ندیدهاید آسانتر میکند، زیرا آلمانی اغلب به جای ساختن یک کلمه کاملاً جدید برای چیزی، اسمهای کوچکتر را کنار هم میچیند. برای مثال، کلماتی مثل Hand (دست) و Schuh (کفش) با هم ترکیب میشوند تا Handschuh (دستکش) را بسازند.
۶. واژگان آشنا
انگلیسی در واقع یک زبان ژرمنی است و این دو همچنان تعداد بسیار زیادی همریشه دارند — کلماتی که ظاهر، صدا و معنی تقریباً یکسانی دارند.
از گاز زدن یک Apfel (سیب) ترد، شانه کردن Haar (مو)ی خود، تا پرسیدن از Freund (دوست)تان که آیا میخواهد برود tanzen (برقصد). کلمات مشابه بسیار زیادی وجود دارد، به این معنی که همیشه مجبور نیستید برای یادگیری واژگان جدید، شاهکاری از حافظه خود نشان دهید.
علاوه بر این، یک ذخیره کامل از وامواژههای جدیدتر وجود دارد که مستقیماً از انگلیسی آمدهاند. به ویژه در دنیای فناوری، میتوانید بسیاری چیزها را بدون حتی ذرهای دانش آلمانی درک کنید: Laptop, streamen, downloaden, Homeoffice, liken…
این اشتراکات زیاد به شما یک شروع قوی در مسیر یادگیری آلمانی میدهد و متون یا ویدیوهایی که در نگاه اول ممکن است دلهرهآور به نظر برسند را در نگاهی نزدیکتر بسیار قابلمدیریت میکنند.
۷. منابع یادگیری بیپایان
آلمانی یک زبان اصلی جهانی است، بنابراین منابع بسیار زیادی برای یادگیری آن وجود دارد. این میزان دسترسی، ساختن یک برنامه مطالعه قابل پایبندی را برای شما آسان میکند که به پیشرفت سریعتر منجر میشود.
از Deutsche Welle با بودجه دولتی، موسسات معتبر گوته در سراسر جهان، تا صدها وبلاگ و کانال YouTube که به یادگیری آلمانی اختصاص یافتهاند، هرگز محتوایی برای تقویت یادگیری خود کم نخواهید آورد. کانال YouTube ما را مثال بزنیم که کلیپهای رسانهای آلمانیزبان را به درسهای زبان تبدیل میکند:
چه چیزی یادگیری آلمانی را سخت میکند
چه کتاب درسی بردارید، به کلاس بروید یا از طریق ویدیو به طور طبیعی آلمانی یاد بگیرید، با راهنماها، تمرینات و فصلهای مشابهی برای پرداختن مواجه خواهید شد.
برخی سردرد شما را فرومیآورند و برخی دیگر مانند نسیم ملایم میگذرند. پس، چه بخشهایی از آلمانی است که بسیاری از افراد با آن دست و پنجه نرم میکنند؟
۱. جنسیت اسامی میتواند کمی تصادفی به نظر برسد
هر اسم یا مذکر است، یا مؤنث یا خنثی. این یعنی هر کدام کلمه خاص خود را برای "the" دارند: der (مذکر)، die (مؤنث) یا das (خنثی).
اگرچه ممکن است خودسرانه به نظر برسد، اما یادگیری این جنسیتها در کنار خود اسم ضروری است، زیرا گفتن جنسیت اشتباه فقط غلط به نظر میرسد و حتی میتواند به سوءتفاهم منجر شود: Die Band (گروه موسیقی) با das Band (نوار) یکسان نیست. جنسیتها همچنین نقشی حیاتی در دستور زبان آلمانی بازی میکنند (بعداً بیشتر در این باره)، بنابراین متأسفانه نمیتوانید از آنها صرفنظر کنید.
خوشبختانه، الگوهای بسیار زیادی وجود دارد، مانند برخی پایانهای رایج اسم که همیشه یک جنسیت خاص دارند. اسمهایی که به -ung, -heit یا -keit ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. بیشتر اسمهایی که فناوری را توصیف میکنند نیز مذکر هستند. این یعنی اغلب حتی مجبور نخواهید بود هنگام یادگیری یک اسم جدید، جنسیت آن را جستجو کنید!
۲. ساختار جمله
انگلیسی معمولاً ساختار سادهای دارد از فاعل + فعل + مفعول. آلمانی، از سوی دیگر، میتواند در مورد جایگاهی که فعلهایش باید در آن قرار گیرند بسیار پرتوقع باشد و علاقه خاصی دارد که آنها را به انتهای جمله بفرستد، چیزی که برای ما انگلیسیزبانها پیگیری آن کاملاً دشوار است.
برای مثال، کلمه weil همیشه فعل را به انتهای جمله میفرستد. بنابراین جمله "She cannot come because she is currently very ill." به این صورت خوانده میشود:
Sie kann nicht kommen, weil sie gerade sehr krank ist. (به طور تحتالفظی: او نمیتواند بیاید زیرا او در حال حاضر بسیار بیمار است.)
پس به خواندن ادامه دهید، آن فعلی که دنبالش میگردید احتمالاً درست در انتهاست!
۳. چهار حالت دستوری
چهار حالت در آلمانی وجود دارد: Nominativ, Genitiv, Dativ و Akkusativ. این قطعاً یکی از بزرگترین چالشها برای انگلیسیزبانان است چون ما دیگر در زبانمان حالت نداریم.
اصلاً حالتهای آلمانی چه هستند؟ پروندههای پزشکی؟ پروندههای جنایی؟ چمدانها؟ نه، اینجا همه چیز درباره حالتهای دستوری است و آنها برای حل پرونده مرموز زبان آلمانی ضروری هستند.
به طور خلاصه، کلمات در آلمانی میتوانند بسته به نقش عملکردی که در جمله دارند تغییر کنند. در اصطلاحات دستوری، این را "حالت" اسم مینامیم. فکر کنید که در انگلیسی، ضمیرها بسته به نقشی که کلمه در جمله دارد چگونه تغییر میکنند. اگر او فاعل عمل باشد از "he" استفاده میکنیم، اما اگر عمل بر او انجام شود از "him" استفاده میکنیم. مقایسه کنید: "he sees" با "I see him."
در آلمانی، این بر تقریباً همه کلمات تأثیر میگذارد، از اسمها گرفته تا ضمایر و صفتها.
بیایید به جمله نگاه کنیم: Ich sehe den Hund. (من سگ را میبینم)
- Ich فاعل است، چون عمل دیدن را انجام میدهد. فاعل همیشه در حالت nominative قرار میگیرد.
- Den Hund مفعول مستقیم است، چون عمل را دریافت میکند. مفعول مستقیم همیشه در حالت accusative قرار میگیرد.
اما ممکن است فکر کنید، مگر der Hund نیست؟ درست است! اما اسم مذکر der Hund در حالت مفعولی (accusative) به den Hund تبدیل میشود.
این تقریباً مطمئناً سختترین مانعی است که باید در یادگیری آلمانی از آن عبور کنید. اما با گذشت زمان، چیزی که زمانی یک مانع غیرقابلعبور به نظر میرسید، به زودی تبدیل به یک عادت ثانویه میشود!
۴. ذرات گفتاری میتوانند معنی را به طور بنیادی تغییر دهند
در انگلیسی، ما معمولاً از تأکید روی کلمات خاص یا عبارات طولانی برای بازتاب نگرش و حالوهوای گوینده استفاده میکنیم.
اما در آلمانی، این کلمات کوچک به نام Modalpartikeln (ذرات وجهی) وجود دارند. اینها اساساً طعم اضافهای به جمله شما میدهند و به شما ایدهای از احساس گوینده درباره موضوع مورد بحث ارائه میکنند.
کلمه ja که به معنای تحتالفظی "بله" است، میتواند برای انتقال حس تأکید قوی به کار رود، با این مفهوم که "این چیزی است که همه از قبل میدانیم": Ich bin ja kein Arzt! (من که دکتر نیستم، معلوم است!)
کلمه mal که به معنای تحتالفظی "بار" است، همچنین میتواند برای دوستانهتر و کمتر دستوری به نظر رساندن یک دستورالعمل استفاده شود: Komm mal rein! (بیا داخل!)
دهها مورد از اینها وجود دارد و همه میتوانند معانی ظریف و گاه متناقض متعددی داشته باشند، که کاری میکند یک جمله به ظاهر ساده ناگهان رمزگشاییاش بسیار مشکلتر شود.
خوشبختانه، آنها عمدتاً برای مکالمه محفوظ هستند. و در یک مکالمه، شما اغلب از قبل سرنخهای متنی دیگری برای درک اصل مطلب دارید. بنابراین اگرچه میتوانند ترسناک و دشوار برای تسلط باشند، اما معمولاً درک شما را خراب نمیکنند!
آلمانی برای شما چقدر دشوار خواهد بود؟
چه عواملی بر پیشرفت شما تأثیر میگذارند؟ برای داشتن یک ایده به این سوالات پاسخ دهید:
- آیا در گذشته زبانی یاد گرفتهاید؟ اگر چنین است، میدانید که تمرین برای مسلط شدن کاری ساده نیست. با این حال، شما از قبل مغز خود را برای جذب اطلاعات مرتبط با زبان، درک دستور زبان جدید و حفظ دستههای واژگان جدید تمرین دادهاید.
- آیا با موفقیت به تسلط در آن زبان رسیدهاید؟ اگر به تسلط رسیدهاید، آلمانی نباید خیلی برایتان سخت باشد. اگر نه، فهرستی از عناصری که در یادگیری زبان قبلی برایتان مشکل ایجاد کرد در نظر بگیرید.
- آیا از طریق کلاس یا به تنهایی یاد گرفتهاید؟ بسته به تاکتیکهای یادگیری گذشتهتان، تصمیم بگیرید که چگونه سریعتر یاد میگیرید. برای مثال، برخی افراد فقط در صورتی اطلاعات را حفظ میکنند که به کلاس بروند. برخی دیگر از کلاس خسته میشوند و به آزادی برای کاوش مستقل نیاز دارند.
- آیا انگلیسی زبان مادری شماست؟ اگر چنین است، آلمانی سطح مبتدی و متوسط هرچه بیشتر تمرین کنید شبیهتر به انگلیسی به نظر خواهد رسید. این دو زبان نسبتاً مشابه هستند، اما هرچه پیشرفتهتر شوید، فاصله بیشتری از هم میگیرند.
- آیا نزدیک کسانی زندگی میکنید یا کسانی را میشناسید که آلمانی صحبت میکنند؟ آیا میتوانید به طور منظم با آنها صحبت کنید؟ این بهترین راه برای فهمیدن این است که آیا با آلمانی مشکل خواهید داشت یا نه. اگر کسی داشته باشید که هر روز یا هر هفته با او صحبت کنید، باید خوب باشید. اگر نه، شانس شما برای مواجهه با دشواری به همان میزان افزایش مییابد. با این حال، همیشه میتوانید کسی را به صورت آنلاین پیدا کنید.
سوالات متداول درباره یادگیری آلمانی
یادگیری آلمانی چقدر طول میکشد؟
مدت زمان یادگیری آلمانی به عواملی مانند استعداد یادگیری زبان شما و شدت برنامه مطالعهتان بستگی دارد.
به طور کلی، تخمینها نشان میدهد که رسیدن به سطح مهارت در آلمانی میتواند برای انگلیسیزبانان بیش از ۶۰۰ تا ۷۵۰ ساعت زمان ببرد. با این حال، این بسته به روشهایی که استفاده میکنید میتواند به شدت متفاوت باشد.
آیا آلمانی برای انگلیسیزبانان سخت است؟
آلمانی میتواند به دلیل پیچیدگیهای دستوری آن مانند جنسیت اسامی، چهار حالت دستوری و صرف فعلها، چالشهایی را برای انگلیسیزبانان ایجاد کند.
با این حال، انگلیسی و آلمانی از نظر واژگان و ساختار دستوری اشتراکاتی دارند که میتواند یادگیری را تسهیل کند. انگلیسیزبانان ممکن است تلفظ را نسبتاً قابلمدیریت بیابند زیرا آواشناسی آلمانی از انگلیسی یکدستتر است.
باز هم، سخت بودن آلمانی برای شما میتواند به طیفی از عوامل شخصی بستگی داشته باشد.
آیا یادگیری آلمانی مفید است؟
یادگیری آلمانی میتواند به دلایل مختلف بسیار مفید باشد. آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا را دارد که آلمانی را به زبانی ارزشمند برای تجارت و فرصتهای شغلی تبدیل میکند. مهارت در آلمانی میتواند چشماندازهای شغلی، به ویژه در حوزههایی مانند مهندسی، مالی و فناوری را افزایش دهد.
آلمانی در چندین کشور دیگر از جمله اتریش، سوئیس و بخشهایی از بلژیک و ایتالیا نیز صحبت میشود که پتانسیل تجربیات فرهنگی و سفر را گسترش میدهد.
خواهید دید که مزایای زیادی برای یادگیری زبان آلمانی وجود دارد!
راهبردهای مطالعهای که یادگیری آلمانی را آسانتر میکنند
اگر میخواهید یادگیری آلمانی را آسانتر کنید، باید کار کنید و شاید حتی کمی سرمایهگذاری مالی کنید. در اینجا برخی راهبردها برای سادهسازی یادگیری شما آورده شده است.
- کلاسها. کلاسهای آلمانی برای جهش به یک سطح جدید، مثلاً از مبتدی به متوسط، بهترین هستند. سرمایهگذاری در کلاسها — یا به سادگی گرفتن آنها به صورت رایگان آنلاین — در ابتدای فرآیند یادگیری آلمانی شما، ساختاری به شما میدهد که اغلب در بلندمدت نتیجه میدهد. با این حال، اگر مجبور بودید از یک حوزه یادگیری صرفنظر کنید، قطعاً کلاسهای حضوری خواهد بود.
- تدریس خصوصی. میتوانید در تدریس خصوصی سرمایهگذاری کنید تا شما را در یک برنامه زمانی منظم نگه دارد. این امکان زمان صحبت کردن بسیار زیادی را فراهم میکند که در غیر این صورت ممکن است به دست نیاورید. علاوه بر این، معلم خصوصی شما اشتباهاتی را که در طول راه مرتکب میشوید تصحیح میکند. همچنین با یک گویشور بومی تعامل خواهید داشت (اگر معلم بومی انتخاب کردهاید، که باید میکردید). چند سایت شما را به معلمان خصوصی متصل میکنند، اما من Verbling را بیشتر دوست دارم.
- تمرین شخصی. در محل کار، مدرسه، خانه و هنگام بیرون رفتن با دوستان تمرین کنید. هر بار که یک لحظه فراغت دارید یا متوجه میشوید ذهنتان سرگردان است، کمی ورودی آلمانی به مغزتان بدهید یا سعی کنید به آلمانی فکر کنید.
- صحبت با دیگران. باید یک شریک گفتگو داشته باشید که حداقل هفتهای یک بار با او چت کنید. سعی کنید با یک شریک تبادل زبان به صورت آنلاین یا در منطقه خودتان ملاقات کنید!
علاوه بر این موارد، اگر میخواهید مسلط شوید، نمیتوانید غوطهوری در آلمانی را نادیده بگیرید. میتوانید راه سنتی را بروید و بلیط هواپیما به آلمان بخرید، یا از برنامههای غوطهوری مانند Lingflix استفاده کنید تا آلمان را به شما بیاورد.
Lingflix ویدیوهای معتبر — مانند موزیک ویدیوها، تریلر فیلمها، اخبار و سخنرانیهای الهامبخش — را میگیرد و آنها را به درسهای یادگیری زبان شخصیسازی شده تبدیل میکند.
میتوانید Lingflix را به مدت ۲ هفته به طور رایگان امتحان کنید. به وبسایت مراجعه کنید یا برنامه iOS یا برنامه Android را دانلود کنید.
نکته: برای استفاده از فروش فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه منقضی میشود.)
پس، آیا این پاسخ سوال شما را داد؟
در پایان، فکر میکنم سوال بهتر این است که آیا یادگیری آلمانی سرگرمکننده است یا نه، چون این یک بله تضمینی است — و اگر عاشق فرآیند یادگیری باشید، هرگز برایتان خیلی سخت نخواهد شد!
شما با چالشها و بخشهای بسیار آسان در زبان آلمانی مواجه خواهید شد، اما این چیزی است که آن را بسیار جذاب میکند. فراز و نشیبهایی وجود خواهد داشت و شما باید همه آنها را دوست داشته باشید.
برای دلایل بیشتر برای یادگیری آلمانی، این پست را ببینید:
چرا آلمانی یاد بگیریم؟ اگر برای شروع (یا ادامه) سفر زبان آلمانی خود نیاز به متقاعد کردن دارید، این پست را بخوانید. ما ۱۴ دلیل عالی برای یادگیری آلمانی را مرور کردهایم. ما…
و یک نکته دیگر...
اگر مثل من هستید و از یادگیری آلمانی از طریق فیلمها و رسانههای دیگر لذت میبرید، باید Lingflix را بررسی کنید. با Lingflix میتوانید هر محتوای زیرنویسدار روی YouTube یا Netflix را به یک درس زبان جذاب تبدیل کنید.
من همچنین دوست دارم که Lingflix یک کتابخانه عظیم از ویدیوها دارد که به طور خاص برای زبانآموزان آلمانی انتخاب شدهاند. دیگر نیازی به جستجو برای محتوای خوب نیست — همه در یک مکان هستند!
یکی از ویژگیهای مورد علاقه من، زیرنویسهای تعاملی است. میتوانید روی هر کلمهای ضربه بزنید تا یک تصویر، تعریف و مثال ببینید، که درک و به خاطر سپردن را بسیار آسانتر میکند.
و اگر نگران فراموش کردن کلمات جدید هستید، Lingflix شما را پوشش داده است. تمرینهای سرگرمکنندهای را برای تقویت واژگان تکمیل خواهید کرد و زمانی که زمان مرور فرا رسید به شما یادآوری میشود، بنابراین در واقع آنچه را که یاد گرفتهاید حفظ میکنید.
میتوانید از Lingflix روی کامپیوتر یا تبلت خود استفاده کنید، یا برنامه را از فروشگاه App یا Google Play دانلود کنید. برای استفاده از فروش فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه منقضی میشود.)