35 حرف ربط پرکاربرد آلمانی

در دستور زبان، حرف ربط کلمه‌ای است که بخش‌های یک جمله را به هم متصل می‌کند. این امکان را فراهم می‌سازد تا جملاتی طولانی‌تر و پیچیده‌تر برای نشان دادن ایده یا مفهومی منسجم ساخته شوند.

حروف ربط در زبان آلمانی را می‌توان به دو دسته اصلی طبقه‌بندی کرد: حروف ربط هم‌پایه‌ساز و حروف ربط پیرو. این راهنما حروف ربط بنیادی آلمانی که همه زبان‌آموزان برای مکالمات پایه باید بدانند و حفظ کنند را پوشش خواهد داد.

حروف ربط هم‌پایه‌ساز آلمانی

حروف ربط هم‌پایه‌ساز بخش‌های یک جمله را به هم متصل کرده و بر هر بخش تأکیدی برابر می‌گذارند.

حروف ربط هم‌پایه‌ساز آلمانی راحت هستند زیرا بر ساختار یا ترتیب جمله تأثیری نمی‌گذارند. علاوه بر این، تعداد زیادی حرف ربط هم‌پایه‌ساز برای حفظ کردن وجود ندارد!

وقتی برای اولین بار در کلاس آلمانی درباره حروف ربط هم‌پایه‌ساز یاد گرفتم، به من گفتند که آن‌ها را به عنوان حروف ربط "دوست" یا "رفیق" در نظر بگیرم. این قیاس به همه دلایل بالا جواب می‌دهد. پس بیایید نگاهی به دوستان دستوری خود بیندازیم.

und — و

کاربرد: هم‌ریشه با "and" در انگلیسی. بندها و کلمات یا عبارات مشابه و مرتبط را به هم متصل می‌کند.

.Sie ist klug und hat viele Hobbys او باهوش است و سرگرمی‌های زیادی دارد.

aber — اما

کاربرد: بندهایی را به هم متصل می‌کند که از نظر حقیقت یا مفهوم با هم در تضاد هستند. تأکید بر تفاوت بین آن‌ها قرار می‌گیرد.

.Ich bin müde, aber ich muss zur Schule gehen من خسته‌ام، اما باید به مدرسه بروم.

oder — یا

کاربرد: برای ارائه یک فهرست یا گزینه‌های جایگزین استفاده می‌شود. در آلمانی، همچنین معمولاً به‌صورت غیرپیوندی در پایان سؤال یا درخواست به عنوان نوعی تأیید استفاده می‌شود، مشابه "right?" در انگلیسی.

?Willst du ein Buch lesen oder Schach spielen آیا می‌خواهی کتاب بخوانی یا شطرنج بازی کنی؟

?Er ist ganz sympatisch, oder او واقعاً خوش‌برخورد است، نه؟

denn — زیرا، چون

کاربرد: رابطه سببی بین بندها را ارائه می‌دهد. توجه: از denn نمی‌توان برای شروع جمله استفاده کرد (برخلاف امکان استفاده در جملات انگلیسی که با "because" یا "since" شروع می‌شوند).

.Ich kaufe Gemüse, denn ich möchte einen Salat machen من سبزیجات می‌خرم چون می‌خواهم سالاد درست کنم.

hingegen — از طرف دیگر

کاربرد: یک موضوع یا سناریوی متناقض یا جایگزین نسبت به آنچه قبلاً ذکر شده ارائه می‌دهد. hingegen منحصر به فرد است زیرا بیشتر شبیه یک "ضمیمه" پیوندی به موضوع توصیف شده عمل می‌کند. به این دلیل در فهرست حروف ربط هم‌پایه قرار می‌گیرد که بند پیرو ایجاد نمی‌کند و همچنین جایگاه فعل را تغییر نمی‌دهد.

.Sie liebt Äpfel, ihre Freundin hingegen liebt Orangen او سیب را دوست دارد، در حالی که دوست‌دخترش پرتقال را دوست دارد.

sondern — بلکه

کاربرد: مشابه aber، یک بند متناقض را معرفی می‌کند. با این حال، sondern معمولاً اصلاحی برای بند اول پیشنهاد می‌کند.

.Sie wohnt nicht in Berlin, sondern in Tübingen او در برلین زندگی نمی‌کند، بلکه در توبینگن زندگی می‌کند.

doch — با این حال، اما

کاربرد: مشابه aber در معرفی یک بند متناقض. با این حال، doch معمولاً لحنی کمی رسمی‌تر دارد و ممکن است اهمیت بیشتری به بند یا گزاره پس از خود بدهد. در برخی موارد، ترجمه دقیق‌تر آن می‌تواند "به هر حال" یا "در واقع" باشد.

.Ich wollte zur Party kommen, doch ich war schon verabredet می‌خواستم به مهمانی بیایم، اما از قبل برنامه داشتم.

حروف ربط پیرو آلمانی

حروف ربط پیرو بندها را به هم متصل می‌کنند، اما رابطه‌ای آشکار بین آن‌ها وجود دارد. یک بند باید وابسته به بند دیگر باشد تا معنا و مفهوم کامل جمله روشن شود.

در زبان آلمانی، حروف ربط پیرو ترتیب کلمات جمله را تغییر می‌دهند. به طور مشخص، فعل درون یک بند پیرو از جایگاه دوم به انتهای بند منتقل می‌شود. این کار ترتیب بند پیرو را به صورت فاعل-مفعول-فعل درمی‌آورد، در مقابل ترتیب فاعل-فعل-مفعول.

بندهای پیرو همچنین می‌توانند برای بندی که پس از آن‌ها می‌آید مشکل‌ساز شوند. در جملات آلمانی، ویرگول برای جدا کردن تمیز بندها استفاده می‌شود. وقتی جمله با یک بند پیرو شروع شود، بندی که پس از ویرگول می‌آید نیز جابجایی کلمه را تجربه خواهد کرد - به طور مشخص، فاعل و فعل آن بند جاهای خود را عوض می‌کنند.

این جابجایی را در مثال‌های زیر مشاهده خواهید کرد. همچنین می‌توانید تفاوت بین حروف ربط هم‌پایه و پیرو را در رسانه‌های روزمره آلمانی ببینید. Lingflix برای شناسایی این ساختارهای دستوری که توسط گویشوران بومی استفاده می‌شوند مفید است. Lingflix ویدیوهای معتبر - مانند موزیک ویدیوها، تریلر فیلم‌ها، اخبار و سخنرانی‌های الهام‌بخش - را گرفته و آن‌ها را به درس‌های شخصی‌سازی شده یادگیری زبان تبدیل می‌کند. می‌توانید Lingflix را به مدت 2 هفته به صورت رایگان امتحان کنید. وب‌سایت را ببینید یا برنامه iOS یا برنامه اندروید را دانلود کنید. پ.ن: برای استفاده از فروش فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه اعتبار دارد.)

در حالی که حروف ربط هم‌پایه را می‌توان به عنوان دوستان "همکار" در نظر گرفت، به من آموخته شد که حروف ربط پیرو را به عنوان "قلدرهایی" ببینم که فعل‌ها را به حاشیه "لگد" می‌زنند (که به معنای واقعی کلمه در یک جمله این کار را می‌کنند). آن‌ها یک پویایی قدرت واضح ایجاد می‌کنند و "آرامش" دستوری را به هم می‌ریزند.

با این وجود، یادگیری درباره این عناصر پیوندساز شرور ضروری است. تعداد آن‌ها نسبت به حروف ربط هم‌پایه بسیار بیشتر است.

als — زمانی که (با اشاره به گذشته)

کاربرد: برای توصیف وقایع گذشته. این وقایع معمولاً لحظات منفرد و تکمیل شده‌ای هستند که ادامه‌دار نیستند.

.Als ich jung war, war ich sehr frech وقتی جوان بودم، بسیار پررو بودم.

anstatt — به جای

کاربرد: عملی، رویداد یا چیزی را ارائه می‌دهد که در مقابل عمل، رویداد یا چیز ذکر شده قبلی است یا جایگزین آن می‌شود.

.Ich gehe zu Fuß, anstatt mit dem Auto zu fahren من پیاده روی می‌کنم به جای اینکه با ماشین بروم.

bevor — قبل از

کاربرد: عملی را القا می‌کند که قبل از عمل دیگری اتفاق افتاده یا باید بیفتد. از bevor برای اسمها استفاده نمی‌شود.

.Bevor meine Eltern kommen, müssen wir das Wohnzimmer aufräumen قبل از اینکه والدینم بیایند، باید اتاق نشیمن را تمیز کنیم.

bis — تا زمانی که

کاربرد: رویدادی را توصیف می‌کند که تا نقطه یا وقوع خاصی رخ خواهد داد.

.Wir warten auf Sie, bis Sie fertig sind ما منتظر شما خواهیم ماند تا آماده شوید.

da — از آنجا که، چون

کاربرد: رابطه سببی بین بندها را توصیف می‌کند. برخلاف denn، از da می‌توان در ابتدای جمله استفاده کرد.

.Da sie viele Meetings hat, arbeitet sie heute im Büro چون جلسات زیادی دارد، امروز در دفتر کار می‌کند.

damit — به طوری که، برای اینکه

کاربرد: رابطه سببی و اغلب متوالی بین بندها را ارائه می‌دهد. بند پس از damit هدف بند قبلی را توضیح می‌دهد.

.Lass uns später losfahren, damit wir nicht im Stau stecken bleiben بگذار دیرتر حرکت کنیم تا در ترافیک گیر نکنیم.

dass — که

کاربرد: هم‌ریشه با "that" در انگلیسی. یک بند وابسته را معرفی می‌کند که توضیح بیشتری به بند اصلی مستقل می‌دهد. در برخی موارد، گویشوران بومی آلمانی ممکن است dass را در جمله لحاظ نکنند، اگر زمینه کلی از قبل آن را القا کند (در این موارد، جمله اساساً فقط دو یا چند بند مستقل است بدون جابجایی ترتیب فعل).

.Ich hoffe, dass du kommen kannst امیدوارم که بتوانی بیایی.

falls — در صورت، اگر

کاربرد: سناریوهای شرطی را ارائه می‌دهد؛ falls از der Fall (مورد، مسئله) گرفته شده است. اغلب، falls برای توصیف رویدادهای احتیاطی استفاده می‌شود که با قطعیت رخ دادن آن‌ها مشخص نیست.

.Kaufen Sie Medikamente, falls Sie krank werden در صورتی که بیمار شوید، دارو بخرید.

indem — با

کاربرد: علت یا روش یک سناریو/رویداد ذکر شده، یا وسیله‌ای که یک "هدف" با آن محقق می‌شود را ارائه می‌دهد.

.Sie hat Englisch gelernt, indem sie fünf Jahre in Amerika gewohnt hat او انگلیسی را با زندگی کردن پنج سال در آمریکا یاد گرفت.

nachdem — پس از، بعداً

کاربرد: عملی را القا می‌کند که بعد از عمل دیگری اتفاق افتاده یا باید بیفتد. از nachdem برای اسمها استفاده نمی‌شود.

.Sie macht ein Nickerchen, nachdem sie ihre Arbeit erledigt hat او پس از اتمام کارش چرتی می‌زند.

ob — آیا، اگر

کاربرد: یک "اگر" محدود که فقط برای سناریوهای "بله/خیر" اعمال می‌شود. این برخلاف falls است که می‌تواند به طور گسترده‌تری استفاده شود.

.Sie wollen wissen, ob Greta das Abendessen kochen kann آن‌ها می‌خواهند بدانند که آیا گرتا می‌تواند شام بپزد.

obgleich — اگرچه، با اینکه، هرچند

کاربرد: شرایط یا سناریویی را توصیف می‌کند که منجر به رویدادی متناقض یا غیرمنتظره می‌شود. بیشتر در متن‌ها نسبت به مکالمه روزمره استفاده می‌شود.

.Er wollte mittanzen, obgleich er ungeschickt ist او می‌خواست با بقیه برقصد، با اینکه دست و پا چلفتی است.

obwohl — اگرچه، با اینکه، هرچند

کاربرد: عملکردی مشابه obgleich دارد، اگرچه obwohl بیشتر در مکالمه محاوره‌ای استفاده می‌شود.

.Er gewann das Rennen, obwohl er nicht trainierte او مسابقه را برنده شد هرچند تمرین نکرده بود.

seit — از زمانی که

کاربرد: رویدادی را توصیف می‌کند که در گذشته شروع شده و القا می‌شود که ادامه‌دار است.

.Seit ich ein Teenager war, kaue ich Kaugummi از زمانی که نوجوان بودم، آدامس می‌جویم.

sobald — به محض اینکه، وقتی که

کاربرد: رویدادی را بیان می‌کند که بلافاصله پس از وقوع رویداد دیگری رخ خواهد داد.

.Sobald Sie angekommen sind, rufen Sie mich an به محض اینکه رسیدید، به من زنگ بزنید.

sodass — طوری که، با این نتیجه که

کاربرد: این تا حدودی با "so that" انگلیسی و damit که قبلاً ذکر شد متفاوت است. به جای نشان دادن قصد، به نتیجه یک عمل اشاره می‌کند، خواه عمدی باشد یا نه.

.Der Flug hatte Verspätung, sodass wir den letzten Zug nach Hause verpasst haben پرواز تأخیر داشت، در نتیجه آخرین قطار به سمت خانه را از دست دادیم.

sofern — به شرطی که، مادامی که

کاربرد: شرایطی را برای وقوع یک رویداد بیان می‌کند. کمی رسمی‌تر از falls در نظر گرفته می‌شود.

.Ich kann einen Kuchen backen, sofern du die Zutaten kaufst می‌توانم یک کیک بپزم، به شرطی که تو مواد اولیه را بخری.

solange — تا زمانی که، در حالی که

کاربرد: هم‌ریشه با "so long" در انگلیسی. شرطی (معمولاً ادامه‌دار) را بیان می‌کند که در آن یک سناریو رخ خواهد داد.

.Solange Sie Ihren Hund haben, sind Sie in Sicherheit تا زمانی که سگتان را دارید، در امان خواهید بود.

sonst — وگرنه، در غیر این صورت

کاربرد: سناریویی را ارائه می‌دهد که در نتیجه عدم پیروی از یک شرط یا عمل رخ خواهد داد. اغلب برای ارائه هشدارها یا احتیاط‌ها استفاده می‌شود.

.Ich muss los, sonst komme ich zu spät zur Arbeit باید بروم، وگرنه دیر سر کار می رسم.

soweit — تا آنجا که

کاربرد: میزانی (انتزاعی یا ملموس) را توصیف می‌کند که یک عمل یا سناریو به آن می‌رسد.

.Soweit ich weiß, funktioniert der Computer تا آنجا که من می‌دانم، کامپیوتر کار می‌کند.

statt — به جای

کاربرد: نسخه کوتاه‌شده و غیررسمی‌تر anstatt، با عملکردی یکسان: عملی، رویداد یا چیزی را ارائه می‌دهد که در مقابل عمل، رویداد یا چیز ذکر شده قبلی است یا جایگزین آن می‌شود.

?Warum drehst du die Heizung auf, statt einen Pulli anzuziehen چرا شوفاژ را روشن می‌کنی به جای اینکه پولی‌پوش بپوشی؟

um…zu — برای اینکه، به منظور

کاربرد: دلیلی یا هدفی برای یک عمل یا سناریو ارائه می‌دهد. هنگام استفاده از um…zu، از شکل مصدر فعل استفاده می‌شود.

.Er geht in die Bibliothek, um zu lernen او به کتابخانه می‌رود تا مطالعه کند.

während — در حالی که، وقتی که

کاربرد: رویدادهایی را توصیف می‌کند که همزمان رخ می‌دهند.

.Sie arbeitet am Computer, während er die Wohnung putzt او روی کامپیوترش کار می‌کند در حالی که او آپارتمان را تمیز می‌کند.

weil — چون، زیرا

کاربرد: رابطه سببی بین بندها را ارائه می‌دهد. برخلاف denn، از weil می‌توان در ابتدای جمله استفاده کرد.

.Sie ist wütend, weil sie ihre Brieftasche verloren hat او عصبانی است چون کیف پولش را گم کرده است.

wann — اگر، چه زمانی

کاربرد: نقطه خاصی در زمان را توصیف می‌کند که چیزی در آن رخ می‌دهد، که معمولاً منجر به عمل دیگری خواهد شد.

.Sag mir, wann du zur Party kommst به من بگو چه زمانی به مهمانی می‌آیی.

wenn — اگر، هر وقت که

کاربرد: سناریوهای شرطی را ارائه می‌دهد، معمولاً موارد تکراری برخلاف سناریوهای منفرد یا رویدادهایی که در نقطه خاصی از زمان رخ می‌دهند. بنابراین، wenn لزوماً محدود به موقعیت‌های زمانی نیست و از نظر عملکرد همه‌کاره‌تر است.

.Wenn Sie Fahrrad fahren, tragen Sie immer Ihren Helm هر وقت دوچرخه سواری می‌کنی، همیشه کلاه‌ات را بپوش.

wie — چگونه، چطور

کاربرد: بندی را ارائه می‌دهد که در مورد یک عمل ذکر شده سؤال می‌کند یا اطلاعات بیشتری ارائه می‌دهد.

?Können Sie mir sagen, wie ich zum Bahnhof komme می‌توانید به من بگویید چطور به ایستگاه قطار بروم؟

wo — کجا

کاربرد: بندی را ارائه می‌دهد که در مورد یک مکان خاص سؤال می‌کند یا اطلاعاتی ارائه می‌دهد.

?Wissen Sie, wo das Klassenzimmer ist می‌دانید کلاس درس کجاست؟

خواه مانند دوستان دستوری عمل کنند یا مانند افراد قلدر، مهم است که هر دو دسته از حروف ربط آلمانی را بشناسید. آن‌ها می‌توانند به طور جدی جملات کوتاه و ساده شما را به فرم‌هایی زیباتر و چشمگیرتر ارتقا دهند.

و یک چیز دیگر...

آیا می‌خواهید کلید یادگیری مؤثر زبان آلمانی را بدانید؟

استفاده از محتوا و ابزار مناسب است، مانند آنچه Lingflix ارائه می‌دهد! صدها ویدیو را مرور کنید، آزمون‌های بی‌پایان بدهید و زبان آلمانی را سریع‌تر از آنچه تصور می‌کنید تسلط یابید!

در حال تماشای یک ویدیوی جالب هستید، اما در درک آن مشکل دارید؟ Lingflix ویدیوهای بومی را با زیرنویس‌های تعاملی در دسترس قرار می‌دهد. می‌توانید روی هر کلمه‌ای ضربه بزنید تا فوراً معنی آن را جستجو کنید. هر تعریف مثال‌هایی دارد که برای کمک به درک نحوه استفاده از کلمه نوشته شده‌اند. اگر کلمه جالبی دیدید که نمی‌شناسید، می‌توانید آن را به فهرست واژگان اضافه کنید. و Lingflix فقط برای تماشای ویدیو نیست. این یک پلتفرم کامل برای یادگیری است. طوری طراحی شده است که تمام واژگان هر ویدیو را به طور مؤثر به شما بیاموزد. به چپ یا راست بکشید تا مثال‌های بیشتری از کلمه‌ای که روی آن هستید ببینید. بهترین بخش این است که Ling<|place▁holder▁no▁372|> پیشرفت واژگانی که در حال یادگیری آن هستید را پیگیری می‌کند و تمرین اضافی با کلمات سخت به شما می‌دهد. حتی زمانی را که باید آموخته‌های خود را مرور کنید به شما یادآوری می‌کند. استفاده از وب‌سایت Lingflix را روی کامپیوتر یا تبلت خود شروع کنید یا، بهتر از آن، برنامه Lingflix را از فروشگاه iTunes یا Google Play دانلود کنید. برای استفاده از فروش فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه اعتبار دارد.)

آیا آماده‌اید تماشای ویدیو را به مسیر تسلط بر زبان تبدیل کنید؟

به هزاران کاربری بپیوندید که هم‌اکنون با لذت در حال یادگیری زبان هستند.

دوره آزمایشی رایگان ۷ روزه

دسترسی کامل به تمامی ویژگی‌ها بدون هیچ محدودیتی