روزمره به زبان فرانسه: ۷۶ واژه و عبارت مفید

شاید صبح‌ها بخش موردعلاقه روز شما نباشند، اما نقطه آغاز ضروری هر روال روزانه‌ای هستند و برای یک زبان‌آموز فرانسه، فرصت خوبی برای تقویت دایره واژگان فرانسوی محسوب می‌شوند.

چه آدم سحرخیزی باشید چه نباشید، این عبارات به شما کمک می‌کنند تا در گفتگوهای مربوط به کارهای روزمره، از لحظه بیدار شدن تا پایان روز، راه خود را پیدا کنید.

واژگان فرانسوی برای بیدار شدن

بیدار شو و بوی قهوه را حس کن! روز را غنیمت بشمار!

فرانسهانگلیسیمثال‌های جمله
Les étirementsکش‌وودادنJ'aime faire des étirements le matin. (من دوست دارم صبح‌ها کش‌وودادن انجام دهم.)
La chambreاتاق خوابJe range toujours ma chambre le matin. (من همیشه صبح‌ها اتاقم را مرتب می‌کنم.)
Le litتختJ'ai un grand lit. (من یک تخت بزرگ دارم.)
Le réveilزنگ ساعت / فرآیند بیدار شدنC'est dur le réveil ! (بیدار شدن سخت است!)
Sonnerزنگ زدنJe suis comme tout le monde ; je n'aime pas quand le réveil sonne. (من هم مثل همه هستم؛ وقتی زنگ ساعت به صدا درمی‌آید خوشم نمی‌آید.)
Avoir sommeilخواب‌آلود بودنJ'ai sommeil. (من خواب‌آلوده‌ام.)
Bâillerخمیازه کشیدنJeanne bâille sans arrêt. (ژان بی‌وقفه خمیازه می‌کشد.)
Se réveillerبیدار شدنMa fille Élise se réveille sans réveil. (دخترم الیز بدون زنگ ساعت بیدار می‌شود.)
Se rendormirدوباره به خواب رفتنJe me suis rendormi/rendormie ce matin et j'ai raté mon rendez-vous. (من امروز صبح دوباره خوابم برد و قرارم را از دست دادم.)
Se leverبلند شدن (از تخت)Je me lève à 6 heures. (من ساعت ۶ بلند می‌شوم.)
Se lever du mauvais piedبا پای چپ بلند شدن (بداخلاق بودن)Alain s'est levé du mauvais pied. (آلن امروز با پای چپ بلند شده است.)
Tomber du litخیلی زود بیدار شدن (به معنای تحت‌اللفظی: از تخت افتادن)Je suis tombé/tombée du lit beaucoup trop tôt pour réfléchir clairement. (من خیلی زود بیدار شدم که بتوانم واضح فکر کنم.)
La nuit blancheشب بی‌خوابی، شب‌زنده‌داریJ'ai passé une nuit blanche. (من یک شب بی‌خوابی را پشت سر گذاشتم.)

واژگان فرانسوی برای آماده شدن

تبریک می‌گوییم! سخت‌ترین بخش صبح را پشت سر گذاشتید: بیدار شدن. در اینجا برخی واژگان مفید برای صحبت درباره آماده شدن را می‌بینید.

فرانسهانگلیسیمثال‌های جمله
La baignoireوان حمامÀ mon avis, prendre un bain dans une baignoire n'est pas très écologique. (به نظر من، حمام کردن در وان حمام خیلی سازگار با محیط زیست نیست.)
La brosse à dentsمسواکJ'ai une brosse à dents électrique. (من یک مسواک برقی دارم.)
La dentifriceخمیردندانJ'utilise un dentifrice à la menthe. (من از یک خمیردندان نعنایی استفاده می‌کنم.)
La doucheدوشJ'ai pris une douche chaude. (من یک دوش آب گرم گرفتم.)
Les chaussuresکفش‌هاJe ne porte que des chaussures confortables. (من فقط کفش‌های راحت می‌پوشم.)
Les fringuesلباس‌ها (در موقعیت‌های غیررسمی)Je n'ai pas beaucoup de fringues. (من لباس زیادی ندارم.)
Les vêtementsلباس‌هاEn septembre, je commence généralement à porter mes vêtements d'hiver. (در سپتامبر، من معمولاً پوشیدن لباس‌های زمستانی‌ام را شروع می‌کنم.)
Les informationsاخبار (اغلب به Les infos خلاصه می‌شود.)Ma radio préférée pour écouter les informations est France Inter. (ایستگاه رادیویی موردعلاقه‌ام برای گوش دادن به اخبار France Inter است.)
La salle de bainsحمام / دستشویی*La salle de bains est à côté de ma chambre. (حمام کنار اتاق خوابم است.)
Le lavaboروشوییLe lavabo est propre. (روشویی تمیز است.)
Le miroirآینهJe me regarde dans le miroir. (من خودم را در آینه نگاه می‌کنم.)
Le peigneشانهJ'oublie toujours mon peigne quand je voyage. (من همیشه وقتی سفر می‌کنم شانه‌ام را فراموش می‌کنم.)
Le peignoirلباس حمام، روبالشتیJ'enfile un peignoir à la sortie de la douche. (بعد از بیرون آمدن از دوش، یک لباس حمام می‌پوشم.)
Le petit-déjeunerصبحانهPour le petit-déjeuner j'ai mangé une tartine grillée. (برای صبحانه یک تکه نان تست خوردم.)
Prendre le petit-déjeunerصبحانه خوردنIl prend habituellement son petit-déjeuner à son bureau. (او معمولاً صبحانه‌اش را در دفتر کارش می‌خورد.)
BoireنوشیدنBoire du café le matin est non négociable. (نوشیدن قهوه در صبح غیرقابل مذاکره است.)
Être à l'heureسر وقت بودنLa plupart du temps je suis à l'heure. (بیشتر اوقات من سر وقت هستم.)
Être en avanceزود رسیدنJe suis fier/fière de moi: je suis arrivé/arrivée en avance. (من به خودم افتخار می‌کنم؛ زود رسیدم.)
Faire son litتخت خود را مرتب کردنChacun de mes enfants doit faire son lit. (هر یک از بچه‌هایم باید تخت خودش را مرتب کند.)
Se brosserمسواک زدن / شانه زدن (مو)Je me brosse les dents deux fois par jour. (من روزی دو بار دندان‌هایم را مسواک می‌زنم.)
Se depêcherعجله کردنIl faut que je me dépêche. (باید عجله کنم.)
Se doucherدوش گرفتنJe me douche et puis je prends un café. (من دوش می‌گیرم و بعد یک قهوه می‌نوشم.)
S'habillerلباس پوشیدنMon mari s'habille très vite le matin. (همسرم صبح‌ها خیلی سریع لباس می‌پوشد.)
Se laverشستن (خود)Je me lave avec du savon biologique. (من با صابون ارگانیک خودم را می‌شویم.)
Se peignerموهای خود را شانه زدنÉlise ne se peigne pas. (الیز موهایش را شانه نمی‌زند.)
Prendreگرفتن / خوردن / نوشیدن**Je prends un petit-déjeuner léger. (من یک صبحانه سبک می‌خورم.) Je prends une douche tous les jours. (من هر روز دوش می‌گیرم.)
Se raserاصلاح کردنL'homme se rase tous les matins avant de sortir. (آن مرد هر صبح قبل از بیرون رفتن صورتش را اصلاح می‌کند.)
Se maquillerآرایش کردنLa femme se maquille après avoir pris le petit-déjeuner. (آن زن بعد از خوردن صبحانه آرایش می‌کند.)
Le maquillageلوازم آرایشی، آرایشMa mère m'a acheté du nouveau maquillage la semaine dernière quand elle est allée à Paris. (مادرم هفته پیش وقتی به پاریس رفت برایم لوازم آرایشی جدید خرید.)

*به‌خصوص در فرانسه، اغلب la salle de bains اتاقی جدا از les toilettes (دستشویی) است. la salle de bains مختص شست‌وشوست، در حالی که les toilettes فقط کاربری توالت دارند.

** فعل Prendre بسیار پرکاربرد است، تقریباً شبیه به faire (انجام دادن، ساختن) و در بسیاری از عبارات اصطلاحی حضور دارد.

واژگان فرانسوی برای رفتن به سر کار

در طول هفته، بسیاری از مردم به سر کار می‌روند، چه پیاده، چه با ماشین یا با وسایل نقلیه دیگر. در اینجا برخی واژگان و عبارات مفید برای توصیف رفت و آمد صبحگاهی را می‌بینید.

فرانسهانگلیسیمثال‌های جمله
Aller au travailرفتن به سر کارQuand le temps est mauvais, je vais au travail en bus. (وقتی هوا بد است، من با اتوبوس به سر کار می‌روم.)
Faire la navetteرفت و آمد کردن (روزانه)Je fais habituellement la navette avec mes collègues de travail. (من معمولاً با همکارانم رفت و آمد می‌کنم.)
La routeمسیرIl a dû trouver une route différente à cause de la neige. (او مجبور شد به خاطر برف یک مسیر دیگر پیدا کند.)
Les horaires (de bus)برنامه زمانی (اتوبوس)Où puis-je trouver les horaires de bus ? (کجا می‌توانم برنامه زمانی اتوبوس را پیدا کنم؟)
L'accidentحادثهTous les services de bus vers le centre-ville ont été annulés en raison d'un accident. (به علت یک حادثه، تمام خدمات اتوبوس‌رانی به مرکز شهر لغو شد.)
Les bouchonsترافیک سنگینLes infos ont annoncé 10km de bouchons sur l'autoroute. (اخبار ۱۰ کیلومتر ترافیک سنگین در بزرگراه اعلام کرد.)
L'embouteillageترافیک سنگین (در موقعیت‌های رسمی)Il y a eu un très long embouteillage ce matin. (امروز صبح یک ترافیک سنگین بسیار طولانی بود.)
La circulationترافیک، جریان عبور و مرورLa circulation est mauvaise. (ترافیک بد است.)
La déviationانحراف مسیر، مسیر جایگزینJ'ai dû prendre une déviation ce matin. (امروز صبح مجبور شدم مسیرم را عوض کنم.)
Le temps peu clémentهوای نامساعدJe suis arrivé/arrivée en retard à cause du temps peu clément. (به خاطر هوای نامساعد دیر رسیدم.)
Les travaux [routiers]تعمیرات (جاده‌ای)Ils font des travaux sur ma route habituelle. (آن‌ها روی مسیر معمول من تعمیرات انجام می‌دهند.)
Être en retardدیر کردنMarie est en retard. (ماری دیر کرده است.)
Patienterصبورانه منتظر ماندنLe train va redémarrer dans quelques instants ; veuillez patienter. (قطار چند لحظه دیگر دوباره حرکت می‌کند؛ لطفاً صبور باشید.)
Ralentirکند شدنLa circulation est ralentie sur l'autoroute. (ترافیک در بزرگراه کند شده است.)
Tomber en panneخراب شدن (وسیله نقلیه)Ma voiture est tombée en panne. (ماشینم خراب شد.)

واژگان فرانسوی برای عصر

در زیر، برخی واژگان و افعال مهم مربوط به عصر را در زبان فرانسه خواهید یافت. به خاطر داشته باشید که بسیاری از اصطلاحات فهرست‌شده در جدول صبح در این مطلب، در صحبت درباره عصر هم استفاده می‌شوند.

فرانسهانگلیسیمثال‌های جمله
Rentrer à la maisonبرگشتن به خانهAprès avoir terminé le travail, je rentre à la maison pour dîner avant d'aller à mon cours de français du soir. (بعد از پایان کار، به خانه برمی‌گردم تا شام بخورم قبل از اینکه به کلاس فرانسه عصر بروم.)
Faire de l'exerciceورزش کردنJ'essaie de faire de l'exercice quatre à cinq fois par semaine. (من سعی می‌کنم چهار تا پنج بار در هفته ورزش کنم.)
Se détendreاستراحت کردن، ریلکس کردنJe trouve plus facile de me détendre à la fin de la journée si je lis ou écris dans mon journal. (من آسان‌تر می‌توانم در پایان روز استراحت کنم اگر کتاب بخوانم یا در دفتر خاطراتم بنویسم.)
Une série/Un filmسریال / فیلمParfois, il m'est difficile de choisir entre regarder une série ou un film. (گاهی برایم سخت است که بین تماشای یک سریال یا یک فیلم انتخاب کنم.)
Le livreکتابCette année, l'un de mes objectifs est de lire plus de livres. (امسال، یکی از اهدافم خواندن کتاب‌های بیشتر است.)
Sortir dînerبرای شام بیرون رفتنPréfères-tu sortir dîner ou manger chez toi ? (ترجیح می‌دهی برای شام بیرون بروی یا در خانه بخوری؟)
Commander à emporterسفارش بیرون‌برDevrais-je cuisiner le dîner ou commander à emporter ce soir ? (باید امشب شام بپزم یا سفارش بیرون‌بر دهم؟)
Cuisinerآشپزی کردنPierre cuisine toujours le dîner pour sa famille. (پیر همیشه برای خانواده‌اش شام می‌پزد.)
Dînerشام خوردنMon mari et moi avons décidé de dîner dans un nouveau restaurant. (همسرم و من تصمیم گرفتیم در یک رستوران جدید شام بخوریم.)
Le dînerشامCharlotte a retrouvé ses amis de l'université pour dîner. (شارلوت دوستان دانشگاهش را برای خوردن شام ملاقات کرد.)
Le dessertدسرMon dessert préféré est la crème brûlée. (دسر موردعلاقه‌ام کرم بروله است.)
Aller au litبه رختخواب رفتنMon fils de 6 ans va au lit généralement à 20 heures. (پسر ۶ ساله‌ام معمولاً ساعت ۸ شب به رختخواب می‌رود.)

واژگان فرانسوی برای کارهای روزمره آخر هفته

خداروشکر امروز جمعه است! صبح‌های آخر هفته برای خوابیدن تا دیروقت و البته مرور ساختارهای دستور زبان فرانسه عالی هستند. به این سمت بیایید، لطفاً.

فرانسهانگلیسیمثال‌های جمله
La gueule de boisخماریJ'ai fait la fête hier soir et j'ai la gueule de bois. (دیشب پارتی کردم و خمارم.)
Bruncherبرانچ خوردنLe dimanche je brunche avec Carole. (یکشنبه‌ها با کارول برانچ می‌خورم.)
Faire la grasse-matinéeتا دیروقت خوابیدنLe samedi je fais la grasse-matinée. (شنبه‌ها تا دیروقت می‌خوابم.)
Faire les coursesخرید روزانه انجام دادنJe préfère faire les courses le week-end et acheter tout ce dont j'ai besoin pour la semaine à venir. (من ترجیح می‌دهم خرید روزانه را آخر هفته انجام دهم و همه چیز مورد نیازم برای هفته پیش رو را بخرم.)
Nettoyer la maisonتمیز کردن خانهLes dimanches après-midi, je nettoie la maison et j'étudie le français. (یکشنبه بعدازظهرها، خانه را تمیز می‌کنم و فرانسه می‌خوانم.)
Passer du temps en familleوقت گذراندن با خانوادهJ'attends toujours avec impatience de passer du temps avec ma famille le week-end. (من همیشه بی‌صبرانه منتظر وقت گذراندن با خانوادم در آخر هفته هستم.)
Passer du temps avec des amisوقت گذراندن با دوستانIl retourne généralement dans sa ville natale pour passer du temps avec ses amis le week-end. (او معمولاً آخر هفته به زادگاهش برمی‌گردد تا با دوستانش وقت بگذراند.)

چگونه واژگان کارهای روزمره را به فرانسه تمرین کنیم

اگر می‌خواهید این اصطلاحات را تمرین کنید، استفاده از فلش‌کارت می‌تواند به شما کمک کند تا مؤثرتر مطالعه کنید.

برای مثال، می‌توانید از اپلیکیشنی مثل Quizlet برای ساخت فلش‌کارت‌های سرگرم‌کننده استفاده کنید، یا همیشه می‌توانید روش قدیمی را پیش بگیرید و چند فلش‌کارت دستی بسازید!

با یک برنامه غوطه‌وری مثل Lingflix، همچنین می‌توانید بعضی از این اصطلاحات را در بافت زبانی توسط گویشوران بومی بشنوید. Lingflix ویدیوهای واقعی — مثل موزیک ویدیوها، تریلرهای فیلم، اخبار و سخنرانی‌های الهام‌بخش — را برداشته و آن‌ها را به درس‌های شخصی‌سازی‌شده یادگیری زبان تبدیل می‌کند. می‌توانید به مدت ۲ هفته به صورت رایگان Lingflix را امتحان کنید. وب‌سایت را ببینید یا اپلیکیشن iOS یا اپلیکیشن Android را دانلود کنید. نکته: برای استفاده از تخفیف فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه اعتبار دارد.)

برای اینکه بفهمید Lingflix چگونه کار می‌کند، این ویدیو را ببینید. این یک کلیپ دوبله‌شده به فرانسه از قسمتی از سریال «سیمپسون‌ها» است و مجری از آن برای توضیح واژگان معنادار، دستور زبان، اصطلاحات و بافت فرهنگی استفاده می‌کند:

این‌هم از این!

بدون توجه به اینکه چه روزی از هفته است، شما قادر خواهید بود درباره آن صحبت (یا شکایت) کنید.

و یک نکته دیگر...

اگر دوست دارید واژگان فرانسوی را در وقت آزاد خود و از طریق دستگاه هوشمندتان بیاموزید، پس من کوتاهی کرده‌ام اگر درباره Lingflix به شما نگویم. Lingflix ویدیوهای دنیای واقعی — مثل موزیک ویدیوها، تریلرهای فیلم، اخبار و سخنرانی‌های الهام‌بخش — را برداشته و آن‌ها را به درس‌های شخصی‌سازی‌شده یادگیری زبان تبدیل می‌کند. وبسایت‌های دیگر از محتوای ازپیش‌نوشته‌شده استفاده می‌کنند. Lingflix رویکردی طبیعی به کار می‌برد که به شما کمک می‌کند به تدریج با زبان و فرهنگ فرانسوی خو بگیرید. شما فرانسوی را به شکلی که واقعاً توسط مردم واقعی صحبت می‌شود، یاد خواهید گرفت. Lingflix محتوای متنوع و عالی دارد، مثل مصاحبه‌ها و وب‌سریال‌ها، همان‌طور که اینجا می‌بینید: Lingflix ویدیوهای بومی را با زیرنویس‌های تعاملی در دسترس قرار می‌دهد. می‌توانید روی هر کلمه‌ای ضربه بزنید تا فوراً معنی آن را ببینید. هر تعریف مثال‌هایی دارد که برای کمک به درک شما از نحوه استفاده کلمه نوشته شده‌اند. برای مثال، اگر روی کلمه "crois" ضربه بزنید، این را خواهید دید: همه واژگان یادگرفته‌شده در یک ویدیوی مشخص را با آزمون‌های تطبیقی Lingflix تمرین و تثبیت کنید. به چپ یا راست بکشید تا مثال‌های بیشتری برای کلمه‌ای که در حال یادگیری آن هستید ببینید و بازی‌های کوچک موجود در فلش‌کارت‌های پویا، مثل «جای خالی را پر کن» را انجام دهید. در حین مطالعه، Lingflix واژگانی را که یاد می‌گیرید ردیابی می‌کند و از این اطلاعات برای ارائه تجربه‌ای ۱۰۰٪ شخصی به شما استفاده می‌کند. این برنامه با کلمات سخت تمرین اضافه به شما می‌دهد و زمانی را که باید آموخته‌هایتان را مرور کنید به شما یادآوری می‌کند. استفاده از وب‌سایت Lingflix را روی کامپیوتر یا تبلت خود شروع کنید یا، بهتر از آن، اپلیکیشن Lingflix را از فروشگاه iTunes یا Google Play دانلود کنید. برای استفاده از تخفیف فعلی ما اینجا کلیک کنید! (تا پایان این ماه اعتبار دارد.)

آیا آماده‌اید تماشای ویدیو را به مسیر تسلط بر زبان تبدیل کنید؟

به هزاران کاربری بپیوندید که هم‌اکنون با لذت در حال یادگیری زبان هستند.

دوره آزمایشی رایگان ۷ روزه

دسترسی کامل به تمامی ویژگی‌ها بدون هیچ محدودیتی